سيد جلال الدين آشتيانى
44
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
مسائل عرفانى و القاء مطالب كشفى است . روح بزرگ او محل فيضان معارف الهى است . محيى الدين بدون ترديد در بين عرفاى اسلامى بزرگترين عارف و صوفى است . احدى هم سنگ و هم پايهء او نيست . دانشمندان بعد از او همه ريزهخوار سفرهء بىدريغ او مىباشند و او را سرآمد عرفاى اسلامى مىدانند . محققان از صوفيه ، محيى الدين را به پيشوائى قبول دارند . برخى از او تعبير بغوث اعظم و اكبر و جمعى از او بعنوان خاتم ولايت مقيدهء محمديه ياد نمودهاند . هيچ دانشمندى به اين اندازه مورد احترام اهل فن خود نبوده است . فتوحات مكيهء او مملو از تحقيقات و تدقيقات و مكاشفات شخصى اين مرد بزرگ است . احدى از حكما و عرفاى اسلامى اين اندازه قوت و قدرت فكرى نداشته است . منشاء اين همه تحقيقات و سبب بروز اين حقايق علمى ، صفاى باطن و روشنى ضمير و مواظبت بر طاعت و ملازمت بر عبادت و پيروى از باطن شريعت حقهء محمديه و تلطيف سرّ و نظر و تجريد روح و نفس از آلايش مادى است . عبادت حق از روى خلوص و مواظبت بر طاعات و اوامر الهى توأم با موفقيت در انسان ، نورانيت ايجاد مىنمايد و قلب بنور حق منوّر مىگردد و داراى بصيرت معنوى مىشود ، نتيجة حقايق ملك و ملكوت بر باطن وجود انسان افاضه مىشود . روح انسانى تا به كدورت خود باقى است و منغمر در عالم طبع است ، تا سالك از منازل و مراتب طبع و نفس عبور ننمايد ، ابواب خير بر او گشوده نمىشود و از علوم صافى و معرا از كدورت استفاده نمىنمايد « 1 » .
--> ( 1 ) . مبانى عرفانى و مسائل ربوبى كه در كتب اهل عرفان مطرح و در آن گفتگو شده است ، يعنى مسائل و مباحث مربوط به مبدأ و معاد در هر باب درخشانتر و كاملتر و دلرباتر از مبانى مدونهء در كتب حكما است . ما در مطاوى شرح خود بر اين مقدمه ، موارد اختلافى بين حكما و عرفا را ذكر كردهايم و در آن مبانى و مسائل ، مناسب با وضع اين شرح بحث نمودهايم . عقل نظرى از ادراك كثيرى از مباحث مربوط به مبدأ و معاد عاجز است . مباحث مربوط به نشئات بعد از موت كه در كتب حكما عنوان شده است ، بسيار سطحى و كمعمق است . همين مباحث را اهل ذوق عنوان كردهاند ، و بواسطهء رجوع به كتاب و سنت حقايقى را بيان كردهاند كه در كتب